ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

250

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

يا شرابى بودند كه هر دو ترك و سالار بزرگ شده بودند ) را براى جنگ و غزاى صائفه روم فرستاد او هم « صمله » را گشود . در آن سال متوكل ابو الساج را بجاى جعفر بن دينار امير راه و سالار كاروان حج نمود . گفته شد : در سنه دويست و چهل و دو اين امارت را يافت و بايد همين صحيح باشد . براى متوكل يك حربه هديه تقديم شد كه آن حربه پيغمبر اكرم بود و نامش « عنزه » و نجاشى ( نگوس - امپراطور حبشه كه مهاجرين اسلام را پناه داد ) آن حربه را بزبير بن العوام داده بود و زبير آن را تقديم پيغمبر نمود . آن حربه در روز عيد - دو عيد ( فطر و قربان - اضحى ) در پيشگاه پيغمبر به زمين فرو برده و نصب مىشد . متوكل مقرر نمود كه رئيس شرطه آن را پيشاپيش موكب خود حمل نمايد در آن سال متوكل بر بختيشوع طبيب غضب كرد و اموال او را مصادره و او را بسرزمين بحرين تبعيد نمود . در آن سال عيد اضحى ( قربان ) با عيد شعانين مسيحيان و عيد فطر يهود در يك روز اتفاق افتاد ( سه عيد سه ملت در يك روز ) . عبد الصمد بن موسى امير الحاج شد . اسحاق بن موسى بن عبد اللّه بن موسى انصارى و على بن حجر السعدى مروزى كه هر دو در حديث امام بودند و محمد بن عبد الملك بن ابى الشوارب و محمد بن عبد الله بن ابى عثمان بن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن امية قاضى در ماه جمادى - الاولى در گذشتند . « اسيد » بفتح همزه است . سنه دويست و چهل و پنج در آن سال متوكل ماخوره ( ماحوزه در طبرى و در معجم آمده و بايد همين صحيح باشد ) را بنا نمود و نامش را جعفريه نهاد . سران سپاه و ياران خود را در آن خانه